فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز
فونت زيبا ساز
ackgrounds محمدامین دنیای مامان و بابا
محمدامین دنیای مامان و بابا
گذری در اسمان کودکی

 

 

خدایا

بجز خودت به دیگری واگذارش نکن

تویی پروردگار او پس قرار بده بی نیازی در نفسش

یقین در دلش

اخلاص در کردارش

روشنی در دیده اش

بصیرت در قلبش

و روزی پر برکت در زندگیش

 

آمین



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 0:57 | چهارشنبه 21 اسفند 1392 توسط مامان جون محمدامین

عیدتان مبارک


 

سلام به همه ی دوستای گلم و سلام مامانی به محمد امین خوشگلم

مامانی میدونم خیلی دیر دیر به وبلاگت میام و مطلب میذارم واقعا شرمنده ام اما من همیشه و همیشه دوست دارم و عاشقتم

اما عید امسال رو برات بگم که کار چندان خاصی نکردیم همش مراغه بودیم .قبل چهارشنبه سوری رفتیم مراغه و تو یه عالمه ترقه ترکوندی همه خونه ی انا جمع شده بودیم و قبل شام هم تو کوچه اتیش روشن کردیم و ترقه ترکوندیم خیلی خوش گذشت مخصوصا به تو که هی با صدای ترقه ها تو هم جیغ میزدی و هی میگفتی من بازم تلده میخوام اخه گل پسرم تو ترکی حرف میزنی واسه خاطر اون میگفتی "من جنده تلده"الهی مامان قربون اون شیرین زبونیهات بره عروسکم.

اما سال تحویل رو هم مراغه بودیم بازم خونه ی انا اینا بودیم تو هم تا ساعت رسیدن سال تحویل همچنان بیدار موندی و برای سومین بار کنار من و بابایی سال رو با ما تحویل کردی اینم چند تا عکس که لحظه ی تحویل ازت گرفتم محمد امین گلم

ولی 5 فروردین دوباره برگشتیم ارومیه و خونه ی خودم اخه بابایی کار داشت .ولی دوباره روز چهارشنبه 12فروردین دوباره رفتیم مراغه واسه سیزده بدر

خوشگل مامانی امسال هم سیزده رو با آنا و آقا جون به همراه دایی ها و خاله ها دور هم رفته بودیم باغ آقا جون اینا خیلی خوش گذشت .بابایی هم برات یه توپ خوشگل خریده بود که کلی اونجا والیبال بازی کردیم تو هم مشغول بازی کردن با بچه ها شدی و کلی خوش گذروندی

کمترین آرزویم این است:هرگز با چشمان مهربانت,نامهربانی روزگار را نبینی.

بالاترین خواسته ام برایت این است:حاجت دلت با حکمت خدا یکی باشد...

زندگی ساختنی است نه گذراندنی بمان برای ساختن نساز برای ماندن

فاصله بین مشکل و حل ان یک زانو زدن است اما نه در برابر مشکلات بلکه در برابر خدا

هیچ چیز تو را ناراحت نکند و فقط شادیها تورا احاطه کند

امیدوارم در سال جدید همیشه و همیشه شاد شاد باشی بهترینم.

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 17:40 | شنبه 22 فروردين 1394 توسط مامان جون محمدامین

سلام به خوشگلترین عروسک دنیا

پسر گلم محمد امینم ,امروز از عکسایی  که در مسافرت به قم و رفتن به خونه ی عمو ازت گرفتم میگذارم و عکسهایی که در اصفهان ازت انداختم رو میذارم ولی تو که اصلا از عکس گرفتن خوشت نمیومد این عکس ها رو هم به زور ازت گرفتم ببخشید اگه بد افتاده باشن و امیدوارم که شما دوستای گلم هم خوشتون بیاد

اینا عکس های گرفته شده در قم و حرم خانوم معصومه هستند

واینا هم عکس های اصفهان

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 18:40 | چهارشنبه 24 دی 1393 توسط مامان جون محمدامین

محمدامین جان

روز جهانی کودک بر تو و تمامی کودکان دنیا گرامی باد

اگر تو نبودی

جهان، بی خنده های تو معنا نخواهد داشت. اگر تو نباشی، هیچ بهاری ـ حتی اگر لبریز شکوفه باشد ـ دیدن ندارد.


اگر تو نبودی، باران ها همه دلگیر می شدند و هیچ مادری عاشقانه زیر باران ها، بی چتر لبخند نمی زد. اگر تو نبودی، آسمان با همه حجم آبی اش، در چشم های همیشه خیس هر پدری، دلگیرتر از چهار دیواری کوچکی می شد که به زندانی کوچک بیش نمی ماند.

اگر تو نبودی، شمعدانی های لب پنجره، این گونه زیبا گل نمی کردند و عطر سیب، دیگر معنایی نداشت.

اگر کودک نبود، نه پدر معنا داشت، نه هیچ مادری بهشتی می شد.

اگر کودکان نبودند، شکوفه های زندگی به بهار نمی رسیدند و خانواده، بی مفهوم ترین واژه ای می شد که در لغت نامه ها می شد پیدا کنی.


کاش دنیا به زیبایی روزهای کودکی می شد!

اینم کادوهای من وبابایی برای گل پسری



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 17:18 | يکشنبه 7 دی 1393 توسط مامان جون محمدامین

با سلام به همه ی دوستای گلم

محمد امین جون ,پسر گلم ببخش که این مدت نتونستم زود تر بیام و وبلاگتو بروز کنم ولی در این مدت که نتونستم بیام گفتنی های زیادی دارم که از اونها برات می نویسم امیدوارم که مامانی رو به خاطر این تاخیر ببخشی عزیزم.

مامان جون این عکس ها رو که میبینی تو جشن تولد الهه جون که 31 شهریور ماه بود ازت گرفتم.اون روز تا خواستم بیارمت به جشن تولد گریه کردی و نموندی تا که منو مجبور کردی بدم بابایی ببردت بیرون و وقتی همه ی مهمونا رفتن اومدی و با بادکنکها مشغول بازی شدی و کلی کیف کردی و اینم ابجی الهه

الهه جونم تولدت مبارک

تقریبا اواسط شهریور ماه بود که ما کمکم داشتیم اماده ی اسباب کشی میشدیم که دایی جونت اینا با انا جونت اومدن خونه ی ما هم مهمون و هم اینکه به ما کمک کنند الینا جون هم با مامان و باباش اومده بودن خون ی ما . روز جمعه بود که تصمیم گرفتیم دسته جمعی بریم پارک که شما کوچولو ها هم کمی بازی کنین.وای از دست تو وروجک که تا چشمت به استخر توپ میوفته باید بری و توپ بازی کنی وتا نری همش میگی توبازی توبازی.بلاخره کار خودتو میکنی و میری تو

 

 

اینجا هم که تا ماشین هارو دیدی داد زدی که باید سوار بشی ولی تا اومد که حرکت کنه ترسیدی و خواستی پیاده بشی ولی وقتی دیدی یه دختر کوچولو هم سواره یه کمی دل و جرات پیدا کردی و اروم نشستی

 


 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 18:30 | شنبه 6 دی 1393 توسط مامان جون محمدامین

سلام                   سلام                سلام

سلام به همی دوستای گلم.خیلی دوستون دارم و دلم برای همتون تنگ شده بود.

ببخشید دوستای گلم که این مدت نمی تونستم به شما سر بزنم این چند ماه رو به خاطر اسباب کشی منزل و قطع بودن اینترنت نمی تونستم بیام ولی دلم برای همتون تنگ شده بود. این مدت همش به یاد شما بودم امیدوارم دوباره بتونم به وبلاگ پسملی گلم بیام و مطالب جدیدی بزارم و امیدوارم شما هم خوشتون بیادو مارو تنها نذارین.

    

 

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 13:35 | يکشنبه 23 آذر 1393 توسط مامان جون محمدامین
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 9 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

پيوند ها

آمار وبلاگ








キラキラの足跡ブログパーツ

[PR] 無料で面白タイピング!

ハートの花火ブログパーツ

[PR] 無料でタイピング練習☆



قالب وبلاگ

گالری عکس
دریافت همین آهنگ
start logo cod off http://zibasaz.niniweblog.com/ -->

miss hani

لوگوی دخملی شکلک عزیز



کد کج شدن تصاوير

} } code By 20Tools.com -->
bzar/heartpop/js/004.js"> - دریافت کد پیغام خوش آمدگویی دریافت کد پیغام خوش آمدگویی > <
<
چت روم